نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همهی مِیخانه به صَف قَدح و پیمانه به کَف دل و جان سَرمست مِیِ پسرِ سلطان نجف جان مستِ لب حق گویت، دل دلجویت، بهار رویت قربانِ خَم ابرویت، شبِ گیسویت، نسیمِ کویت مدد اباالفضل... ***** دلِ ما شد مست طرب مددی سالار عرب نبُوَد این نکته عجب که شدی سلطان ادب دل مست از لب می نوشت، تن گل پوشت، سَرم بر دوشَت مجنونم شدم مدهوشت، بهشتم امشب شده آغوشَت مدد ابالفضل... ***** شدی ای سلطان وفا نفَس شاه شهدا یَلِ دشت کربوبلا پسر شمشیر خدا زیباتر زِ هر زیبایی، تو که آقایی، امید مایی آرام دل شیدایی، تو هم سالاری، تو هم سَقایی مدد اباالفضل...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد