بی‌تابی سینه‌ی صحرا

بی‌تابی سینه‌ی صحرا

[ محمدحسین حدادیان ]
بیتابی سینه‌ی صحرا، آرامش موجای دریا
پشت سر ثاراللهه حضرت سقا

چه علَمی می‌کوبه رو زمین با مدد امیرالمؤمنین
پسر خَلَفِ ام‌البنین، پسر خَلَفِ ام‌البنین

(جان چه حرمی، بَه بَه چه عَلَمی)۲
چه هنر و چه قمر و جه جنمّی

قُل هُوَ الله بگو، نَصرُ مِنَ الله بگو
صَلَی الله عَلیٰ اَبی عَبدِالله بگو

علّامه‌ی فاضله زینب، عشقِ ابوفاضله زینب
ماه بنی هاشم دور محملِ زینب

با عمّامه‌ی پیمبر میاد، با تیغ دو دَم حیدر میاد
صدای اذون اکبر میاد، صدای اذون اکبر می‌آد

(جان چه حرمی، بَه بَه چه عَلَمی)۲
چه هنر و چه قمر و چه جنمی

(از شهنشاه بگو، با دل آگاه بگو)۲
اَشهَدُ اَنَّ عَلیاً وَلیُ الله بگو

از آسمون گهواره، بارون عطش می‌باره
می‌جنگه به وقتش حتّی، طفل شیرخواره

بِیعَتوا قالو بَلیٰ از ازل، راه شهادته خَیرُ العَمَل
اومده نایب شیر جمل، اومده نایب شیر جمل

(روح ایثار حسن، سید الاَحرار حسن)۲
ذکر سر بند اباالفضل علمدار، حسن

نظرات