نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا دیر شده دیگه من میمیرم مثل تو بی کفن میمیرم اربعین و نمیدونم آه بس که من رو زدن میمیرم (یتیم شدم یتیمی خیلی سخته منو بغل نکردی خیلی وقته) 2 بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا من سرت رو پس گرفتم از تو دست نیزهها باورم نمیشه اینجایی حال و روزمه عاشورایی قاتلت میخونه با سیلی واسه دختر تو لالایی ببین که دخترت زبون گرفته چرا سر تو بوی نون گرفته (یتیم شدم یتیمی خیلی سخته منو بغل نکردی خیلی وقته) 2 بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا خیزرون و بزم مِی بود و سر و تشتِ طلا کل قافله دلخون هستیم لحظه لحظه پریشون هستیم جوری مسخرمون میکردن انگاری نامسلمون هستیم قسم به اشک و صورت کبودم بازار بردهها نرفته بودم منو ببخش اگه نشد برات کاری کنم کارم اینه شبا تا صبح برات زاری کنم با قد کوچیکم برات علمداری کنم چی به سرت اومده که میریزه خون از سرت صورت من کبودتره یا صورت مادرت؟ (یتیم شدم یتیمی خیلی سخته منو بغل نکردی خیلی وقته) 2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد