نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای كاروان آهسته ران كآرام جانم می رود وان دل كه با خود داشتم با دل ستانم می رود او می رود دامن كشان من زهر تنهایی چشان (به قربان تو و لب عطشان تو الهی خواهرت شود قربان تو الا ای هم سفر، كمی آهسته تر، مرا با خود ببر ای از همه لب تشنه تر آهسته تر آهسته تر ای كرده ترك جان و تن آهسته تر آهسته تر) در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم كه جانم می رود ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد