نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

احمد میگه جانم،زهرا میگه جانم الله تعالی، بالا میگه جانم ناقوس کلیسا میگه یا علی و عیسی میگه جانم خود کعبه، نجف الاشرف و میکنه طواف خدا داده با امیرالمؤمنینش، اعتلاف هر کی هرکیه مگه،قصد خلافت کردن تکیه بر جای بزرگان، نتوان زد به گزاف مولا علی انبیا به علی، اقتدا کرده از بشر حیدر، گره وا کرده عصای موسی را علی، اژدها کرده خاتم میگه جانم، هر دم میگه جانم رو دار جنونش، میثم میگه جانم (عباس میگه یا علی بین میدون پرچم میگه جانم)۲ تا شدی اهل تولی،بنگر یار کجاست حق تبری کن و بنگر، در اغیار کجاست کعبه یک سنگ سباه است که ره گم نشود حاجیه کعبه ببین، حیدر کرار کجاست سومی میگه، دومی میگه، مرتضی حقاست اولی میگه، نوح نبی وقت بلا، یا علی میگه علی... سلمان میگه جانم، بوذر میگه جانم کنده میشه درب، خیبر میگه جانم (زهرا که میخونه خطبه توی مسجد دلبر میگه جانم)۲ روزیه خلق ز ایوان نجف میآید به علیٍ به علی، دل به شعف میآید آدم آن لحظه که شد خلق، به چشم خود دید دارد از دور علی، تیغ به کف میآید لقمهی ما و، پاکیه مادر شد سبب تا که، ما بشیم نوکر اهل سقیفه کمتر از دلدل حیدر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد