
گفت پیغمبر ما دست برتر با ماست نهراسید از یهود چون که حیدر با ماست اولی و دومی برگشتند فتنه دور خلفا میچرخه حرف بی عرضهگی ترسوها لا به لای دشمنا میچرخه مرتضی رفت به قلعه دیدند درِ خیبر رو هوا میچرخه یا لَلعَجب از بازوی حیدر بوسد پیمبر مه روی حیدر قال نبی و الله و اکبر: ای قوم کافر این است حیدر چرا تیغش دو سَره؟این جواب ما شد از تعجب دهن ذوالفقارش وا شد پهلوونهایی که من من گفتند بین میدون سَرشون زخمی بود دل لشکر و بهم ریخت بهم دشمنا اکثرشون زخمی بود بعضیا سه روز بعد فهمیدند کجای پیکرشون زخمی بود او بینظیر است، شاه غدیر است سُنی نوشته حیدر امیر است دست عجل بود، مرد عمل بود در واقعیت معنای یَل بود
امیر علی ولدخانیعالی

یامولا
محمدرضا بیگ محمدیماشاالله

عالی