
کسی نمیدونه چی سرم اومده کسی نمیدونه چیا دیده حسن تویِ دلم یه دنیا غصّه و غمه یه کمشو بگم مادرو بد زدن مادروُ بد زدن من دیدم چادرِ خاکیشو بوسیدم یه جوری خورد سیلی با صورت .... به دیوار خورد شدید ترسیدم چادروُ تکون دادم خاکا بریزه تا خدا یه وقت دلِ مولا نریزه مادرم وای مادرم /۳/ کسی نمیدونه چطوری اومدیم کسی نمیدونه شدم عصایِ تو کسی نمیدونه تو هر کجا زمین میافتادی من افتادم به پایِ تو دیگه چشمایِ تو نمیبینه بعدِ اون روز گوشِ تو سنگینه یه جوری لگد زدن تَرَک برداشت پیشِ چشمایِ حسن آئینه گفتی تویِ گوشِ من بابا نفهمه من میترسم از همین خاکا بفهمه مادرم وای مادرم /۳/ sehreashk@