
کاظمینت بویِ مشهدالرّضا میده آقا زنده میشه تو حرم خاطرههایِ کربلا حرمت خدایی و دیدنی و مقدّسه آخرش جودِ شما به دادِ نوکر میرسه تو جَوُون جون دادی و میگیری دستِ جَووُنو میخونی روضههایِ یه مادرِ قدکمونو مثلِ مادر دلتو طعنهها آتیش میزنه رو لبت روضههایِ شاهِ بیغسل و کفنکفنه جیگرت پاره شده مثلِ امامِ مجتبی همسرت قاتلته گلِ غریبَالغُربا وقتی دستوپا زدی ناله زدی حسین حسین کاظمینت راهیه به سمتِ بینالحرمین زائرایِ کربلا تو کاظمین آروم میشن تو نفس میدی واسه روضهیِ شاهِ بیکفن تو غریبی قبوله امّا حسین غریبتره بدنی برهنه تویِ گوداله که بیسره پر و بالِ کفترا سایهبونت تو آفتابه آسمون شاهده که غریبتر از تو اربابه اربابم کفن نداشت سرش رو نیزهها نشست دستایِ خواهرشو طنابِ ننگ و فتنه بست خیمههاش آتیش گرفت همسفراش اسیر شدن سیلی خوردن و صدا زدن بیا یابنالحسن العجل یابنالحسن /۴/ sehreashk@