
باز صدای نالههای - یه تشنه لب بلنده یه آشِنا توو مقتل - به بی کسیش میخنده اگه غم داره بی پایان چشای پسر سلطان دیگه نیست لااقل رو خاک بدنش عریان جونم به فدات / ای قمر کاظمین مسموم عطش / هم حسنی، هم حسین ۲ یا ابن الرضا ۳ ابن الرضا تازیونههای خورشید - بهش امون نمیده توو لحظههای آخر - جون به لبش رسیده اگه هلهله و غوغاس اگه عشق رضا تنهاس تن پُر شَرَرش دور از نعل مرکب هاس جانان من ای / دلخوشی عالمین مسموم عطش / هم حسنی، هم حسین ۲ یا ابن الرضا ۳ ابن الرضا از عذاب زهر کاری - رو خاکا پا کشیده معلومه از نفسهاش - وقت سفر رسیده اگه بی کس و بی یاور توو جَوونی شده پرپر هنوزم ولی توو دستش داره انگشتر دلدار رضا / روشنی مشرقین مسموم عطش / هم حسنی، هم حسین ۲ یا ابن الرضا ۳ ابن الرضا اشعار آیینی بیپلاک