
چشماش به در بود / دور و بر شاه پر از بال و پر بود چشماش به در بود/ آبی اگه بود بازم بی اثر بود چشماش به در بود / از تنها غمخوارشم بیخبر بود دیده، بارون - لبهاش پر خون - یادِ مادر میزد از سوز جگر پرپر لبهاش که خون شد/ردّ پاهاش روی خاک، روضه خون شد لبهاش که خون شد / خون، بین گودالِ حجره روون شد لبهاش که خون شد / با خنجرِ زهر، تنش لاله گون شد اومد ماهش - قتلگاهش - پُر شد از آه ای امون از این غم جانکاه منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک