داره می‌باره رو گونه‌م اشکایِ غمِ فراقت

داره می‌باره رو گونه‌م اشکایِ غمِ فراقت

[ حسین ایمانی(سحراشک) ]
داره می‌باره رو گونه‌م اشکایِ غمِ فراقت 
حتی چشمِ آسمونم  بارونی شد تویِ داغت 

تو نگاهم غریبیه  غم و غربته تو چشمام
بغضِ سنگینِ گلومو می‌شکنه اشکام و حرفام

تو شبایِ عشق و رحمت عشقمو دنیا گرفته 
یه گوشه زانویِ غصّه  تو بغل  زهرا گرفته 

چه امانتی سپردی به من اِی بانویِ خونه 
شرحِ روزگارِ یاست دلِ من رو می‌سوزونه 

منم این امانتی‌ وُ می‌سپرم دستِ مدینه 
گر چه می‌دونم نصیبِ دلِشِه غصّه و کینه 

می‌دونم که یادگاریم همدمِ غصّه‌ها میشه 
قسمتش با رفتنِ ما  کینه و ظلم و آتیشه 

چشمی که از رو محبّت به من و تو خیره میشه 
از وفایِ این جماعت تویِ کوچه تیره میشه 

سینه‌ای که ما بهشت وُ با شمیمش کردیم اِدراک
پشتِ در با ضربِ کینه میخِ در می‌کندِش چاک 

رنگِ یاس تو این مدینه نیلی و خاکستریه
حاصلِ این همه فتنه یه جَوُونِ بستریه 

ما میریم امّا علی با این‌همه غصّه می‌سازه
نیمه‌شب مخفی و تنها  می‌ره تشییعِ جنازه

بعدِ تو مردم میگن به  یارِ تو تسلیت امّا .....
طعنه‌ها میشه نصیبِ علی با رفتنِ زهرا 

غصّه‌یِ یتیمِ خونه‌َت دلمو خیلی سوزونده
بی‌بی جون تربتِ زهرات چرا بی‌نشونه مونده 

امون از غصّه‌یِ زهرا /۴/


sehreashk@

پربازدید‌ترین‌های زمزمه حسین ایمانی(سحراشک) حضرت خدیجه (س)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت خدیجه (س)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حسین ایمانی(سحراشک)

نظرات