قصّه  قصّه‌یِ فصلِ برگریزونه

قصّه قصّه‌یِ فصلِ برگریزونه

[ حسین ایمانی(سحراشک) ]
قصّه  قصّه‌یِ فصلِ برگریزونه
قصّه‌یِ کارووُنی پریشونه 

وای  اشکایِ ماتم    حلقه زده تو چشماش
وای  با قامتی خم   اومده پیشِ داداش 

( صدایِ اهلِ آسمونه 
وای از غمهایِ زینب
زمزمه‌یِ صاحب‌زمونه 
وای از غمهایِ زینب ) /۴/

هر کی یه گوشه داره روضه می‌خونه 
حرف از شلّاق و سنگ و زخمِ زبونه

وای  با غم و ناله   داره می‌خونه لاله
وای  رازِ سه‌ساله    سوزوند دلِ غسّاله

دردُ و دلایِ کودکانه 
وای از غمهایِ زینب 
اثرِ سیلی و تازیانه 
وای از غمهایِ زینب 

( صدایِ اهلِ آسمونه 
وای از غمهایِ زینب
زمزمه‌یِ صاحب‌زمونه 
وای از غمهایِ زینب ) /۴/

یکی با مشکِ آب تا علقمه می‌ره
یکی دست‌به‌پهلو چون فاطمه می‌ره

وای   یه فاطمیه    رویِ نیلیه‌‌ 
وای  تو صورتاشون جایِ سیلیه‌

روضه‌یِ غمهایِ ربابه
وای از غمهایِ زینب
غصّه‌یِ دل بزمِ شرابه‌
وای از غمهایِ زینب 

( صدایِ اهلِ آسمونه 
وای از غمهایِ زینب
زمزمه‌یِ صاحب‌زمونه 
وای از غمهایِ زینب ) /۴/

sehreashk110@

پربازدید‌ترین‌های زمینه اربعین(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های اربعین(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین ایمانی(سحراشک)

نظرات