
ای سبطِ طاها فرزندِ زهرا از شامِ ویران بهرِ تو مهمان رسیده بنگر که قدِّ زینب از غصّه خمیده (یابن الزهرا) 4 *** با اشک جانسوز بعد از چهل روز دوباره تازه گشته داغِ قلبِ زارم تویی تمامِ هستی و دار و ندارم (یابن الزهرا) 4 *** کِشم زِ محنت از تو خجالت شرمندهام از رویت ای اُمیدِ ایتام سه سالهات جامانده در ویرانۀ شام (یابن الزهرا) 4 ***