نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

واللهِ نیست روشنیِ روز از آفتاب خورشد نورِ روی تو را داده بازتاب وصف تو کار هیچ بشر نیست یا علی باشد اگرچه فضل تو سرفصلِ صد کتاب ذکرت عبادتیست که مستی میآورد بر زاهدان رواست چشیدن از این شراب دستم نمیرسد به ضریح مقدسش یا رب سلامِ ما برسان نزد آن جناب ما سائلیم و اهل سوالیم ای امیر خود گفتهای سَلونی ما را مکن جواب سودای زر شدن بخدا نیست در سرم امشب به پیشگاه تو آوردهام خطا این بار خاک را به نظر کیمیا مکن بگذار خاکِ پایِ تو باشم ابوتراب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد