تصویر سیدمهدی میرداماد - نسیمی جان فزا می آید

نسیمی جان فزا می آید

[ سیدمهدی میرداماد ]
نسیمی جان فزا می آید 
بوی کرب و بلا می اید 

این گل پرپر از کجا آمده 
از سفر کرب و بلا آمده 

کجایید ای شهیدان خدایی 
بلا جویان دشت کربلایی 

کجایید ای سبک بالان عاشق 
پرنده تر ز مرغان هوایی 

رفیقان می روند نوبت به نوبت 
خوش ان روزی که نوبت بر من اید 

حسین فاطمه قربان رویت 
طلب کردم زیارت یا .... 

می روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم 
***************** 

خواب در چشمان یثرب آمده 
مردمش خود را به خوش خوابی زده 

باد سرد درد بین کوچه ها 
یک نفر شب گرد بین کوچه ها 

احتضار از راه مخفی آمده 
رد شد از زیر در اتش زده 

در میان خانه مولا چه بود 
باغبان بود و گل یاس کبود 

بانوی لولاک روی بستر است 
سر نهاده روی پای رهبرش 

بیت مولا از سکوت اکنده بود 
بین خانه یک شهید زنده بود 

قابض الارواح با روح الامین 
نوحه می خوانند بر بانوی دین 

مرغ شب فریاد هو هو می زند 
شمع کنج خانه سو سو میزند 

سایه ای بر روی دیوار گلیست 
سایه لرزان مولایم علیست 

زانویی زیر سر بانوی خود 
در بغل دارد دگر زانوی خود 

چشم دارد بر نگاه فاطمه 
شعله می گیرد ز آه فاطمه 

ناله ای آرام می آید به گوش 
میرود از هوش و می آید به هوش 

هر زمانی چشم خود را باز کرد 
با زبان دل سخن آغاز کرد 

ای همیشه هم نشین فاطمه 
ای امیر المومنین فاطمه 

ای که غم ها را بدل کردی علی 
از چه رو زانو بغل کردی علی 

آن که باید شرمگین باشد منم 
خسته جان و دل غمین باشد منم 

خواستم یاری کنم اما نشد 
ریسمان از دست هایت وا نشد 

خداحافظ ای تمام امیدم 
در این عالم بهتر از تو ندیدم 

خداحافظ کوچه های مدینه 
خداحافظ میخ و پهلو و سینه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد