من زارَ کعبه کمن زارَ علی کعبه هم میره به دیدار علی سلمان انگار دیده بود بهشتو که شد سایهنشین دیوار علی منم دَم مرگم، میبینمت مولا اگه زبونم گشت، بهت میگم بابا صدای درونم، دلیل جنونم خدایی یا بنده؟ واقعا نمیدونم سجود و رکوعم، نگاه علیه به قبله میبالم، زادگاه علیه علی مولا هر جایی بره به حق معترفه آره شیعهی علی باشرفه پرسیدن بهشت واقعی کجاست؟ گفتم وادیُالسّلامِ نجفه نجف زیر ایوون، قبله رو گم کردم به نیّت کعبه، دور تو میگردم بهشتِ لقاء هم کنار علیه جهنّم خشمِ ذوالفقار علیه وقارِ خدایی، وقارِ علیه أنا اسدالله، این شعار علیه علی مولا