فرشتههای دنیا رو صدا کن چشای نازتو رو به خدا کن عمو رفته برامون آب بیاره واسه دلشورهی بابا دعا کن چشات خورشید و لبخند و ستاره زمین از خون سُرخت لالهزاره برای غربت تو گریه کردند تموم مُشکهای پاره پاره به چشمات خواب برمیگرده لالا به شب، مهتاب برمیگرده لالا شنیدی که میگن مرده و قولش عموت با آب میگرده لالا سوار قایقِ مهتاب شد رفت دل بیطاقتش بیتاب شد رفت کنار رود و مَشک تیرخورده عموت از خجالت آب شد رفت