
فاش میگویم و از گفتهی خود، دلشادم من غلام علیاَم، از دو جهان آزادم علی من از آن روز که نام علی آمد به لبم هر دَم آید غمی از نو، به مبارک بادم علی به علیٍ به علیٍ به علیٍ به علی چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم بعد ایوان نجف، هر چه که در عالم بود به هوای سر کوی تو، برفت از یادم گریهاَم را بنگر، رزق نجف را بنویس ور نه این سیل دمادم، ببرد بنیادم