نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غریب عراقی، غریب عراقی حرارت قلب منی حبیب عراقی غریب عراقی غریب عراقی بوی پیرهن تو بوی سیب عراقی حبیب عراقی تشنه بودی، لب خشک تو شبیه چوب بود غروب بود، غروب بود همه گفتن سنان آب ندادی، زدی نیزه خوب بود غروب بود، غروب بود عزیز عراقی، عزیز عراقی حنجرتو بریده تیغ تیز عراقی عزیز عراقی، عزیز عراقی چیزی نمونده از تن شریف تو باقی جای تیر حرمله رو سینهت عمیق بود دقیق بود، دقیق بود بعد پیراهن تو گریه سرِ عقیق بود عقیق بود، عقیق بود به فدای خواهری که بهترین رفیق بود رفیق بود، رفیق بود آخرین صدا توو گوش تو صدای جیغ بود زنگ تیغ بود، زنگ تیغ بود شهید عزیزم، شهید عزیزم چطور ببینمت گلو بریده عزیزم؟ شهید عزیزم، شهید عزیزم به قتلگاه تن به خون تپیده عزیزم دور من سرنیزه، دور تو نیزهدار بود غبار بود، غبار بود همه میرفتن، شمر امّا موندگار بود غبار بود، غبار بود دور خیمهها عَلَیکُنَّ بِالفرار بود غبار بود، غبار بود خواهرت پیاده بود و خولی سوار بود سوار بود، سوار بود یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد