صاحبِ قبرِ بینشون، سلام مادر
عَرش و فرشتهها به پات میوفتن
به احترامِ تو قیام میکنند
وقتِ نمازِ تو قیامت میشه
بَسکه فرشتهها سلام میکنن
نماز بخون ظلمتِ شب سَحَر شه
از پَرتُوِ نوری که داره سیمات
وقتِ قنوتت بَرا ما دعا کن
مُحتاجه دنیا به تو و دعاهات
مادر مریض بشه، بازم یه مادره
از فکرِ بچههاش، خوابش نمیبَره
خون گریه میکنه با اّشکِ بچههاش
بیخود که نیست بهشت، افتاده زیرِ پاش
(صاحبِ قبرِ بینشون، سلام مادر) ۲
(برا زیارتت کجا بیام مادر) ۲
زَمانَدَه فَخریلَه دال دالآنام
سایهی چادُر شبیوَه هَمیشَه
حِس اِدیرَم بیر عُمرودور اورَکدَه
سَنین مَحَبَّتین ایدیبدی ریشَه
او مادرانَه باخیشین سَبَبدین
مَردوم ایچیندَه اگر عِزَّتیم وار
خدا بیلیر که من اوشاخلیقیمنان
سَنَه بیر آیریجور ایرادتیم وار
(نورِ وجودیوَه، دُنیادَه دِلخوشام
اِیلَرَم ایفتِخار، سَنسَن مَنیم آنام) ۲
لطفُونلَه زیندیگیم، سامان تاپوپ خانوم
مِهری مُداویمَه قوربان اولوم خانوم
(سَسلَرَم هر لَحظَه آنام اِوین آباد
قُرَّة عَینِ مُصطفیٰ اِوین آباد) ۲
(صاحبِ قبرِ بینشون، سلام مادر) ۲
(برا زیارتت کجا بیام مادر) ۲