رفتی که رفتی سایهت سنگین شده الان یه ماهه رفتی که رفتی نمیگی دخترم چشمش به راهه رفتی که رفتی تو رو خواستن گناهه شبایی که نبودی رو زیر چشمم کبودی رو فراموش کن تو که دستی نداری پس چشاتو مثل آغوش کن یه شب تا صبح به من گوش کن تو رنگپریده هم قشنگی خاکی رسیده هم قشنگی کوریِ چشم شمر تو حتّی گلو بریده هم قشنگی بابا حسین بابا حسین جان... **** چشماتو بستی ندیدی زجرو وقتی زجرمون داد چشماتو بستی سرت رو نیزهدار پیشم تکون داد غربت لباتو به دست خیزرون داد خرابه بالشش خشته برای دخترت زشته که اینجایی رو پام آروم بخواب امشب با لکنت میخونم واسه تو لالایی عجب بزمی چه بابایی راستی ندیدی کس و کارم تو گوش کیه گوشوارهم؟ تو هر جای خرابه ریخته بیکسی از لباس پارهم بابا حسین بابا حسین جان...