نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

رفتی که رفتی سایهت سنگین شده الان یه ماهه رفتی که رفتی نمیگی دخترم چشمش به راهه رفتی که رفتی تو رو خواستن گناهه شبایی که نبودی رو زیر چشمم کبودی رو فراموش کن تو که دستی نداری پس چشاتو مثل آغوش کن یه شب تا صبح به من گوش کن تو رنگپریده هم قشنگی خاکی رسیده هم قشنگی کوریِ چشم شمر تو حتّی گلو بریده هم قشنگی بابا حسین بابا حسین جان... **** چشماتو بستی ندیدی زجرو وقتی زجرمون داد چشماتو بستی سرت رو نیزهدار پیشم تکون داد غربت لباتو به دست خیزرون داد خرابه بالشش خشته برای دخترت زشته که اینجایی رو پام آروم بخواب امشب با لکنت میخونم واسه تو لالایی عجب بزمی چه بابایی راستی ندیدی کس و کارم تو گوش کیه گوشوارهم؟ تو هر جای خرابه ریخته بیکسی از لباس پارهم بابا حسین بابا حسین جان...
هنوز نظری ثبت نشده