نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل سراپردهی محبت اوست دیده آیینهدار طلعت اوست من که سر درنیاورم به دو کُن گردنم زیر بار منّت اوست تو و طوبی و ما قامت یار یار یار یار فکر هر کس به قدر همت اوست حسین وای حسین وای وای وای وای وای... گر من آلوده دامنم چه عجب همه عالم گواهِ عصمت اوست من که باشم در آن حرم که صبا پردهدار حریم حرمت اوست تو و طوبی و ما قامت یار یار یار یار فکر هر کس به قدر همت او او او او رحم کن بر دلم که مِسکین است شاد کن این دلم که غمگین است روز اول که دیدمت گفتم آنکه روزم سیَه کند این است تو و طوبی و ما قامت یار یار یار یار فکر هر کس به قدر همت او او او او از من مرا بگیرو خودت را به من بده حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد