حرارة فی قلوب
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن4
بازدید2.8K
(حَرارَةٌ فی قُلُوب لَا تَبْرَدُ أَبَدا وَ إِنَّ حُبَّ الحُسَین وَسیلَةُ السُّعَداء)۲ عمریه به پات افتادم کاش میشد مثلِ اجدادم نوکرت بشن اولادم (فدات همهیِ خونوادم)۲ کارِ تو که دلبریه گریه ارثِ مادریه یادمه میگفت پدرم شرفِ ما به نوکریه با خوب و بدم نوکرتم (بازم اومدم نوکرتم)۲