(ببار آسمون لبای تشنه خشک و زرده) ۲ (ببار آسمون دل حرم اسیر درده) ۲ (ببار آسمون سقا دیگه برنمیگرده) ۲ (تو خواب بودی و یکی جواب اشکتو داد) ۲ تو خواب بودی و تیرو گذاشت تو چله صیاد تو خواب بودی و سرت کنار بابات افتاد (داشت میلرزید، دشمن به حالش میخندید) ۲ جلو چشای بابات یک دفعه گلوت از هم پاشید وای وای وای لالایی لالایی لالایی علی...