نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بابا غریب مادر رو خاکه صدام گرفته دلم هلاکه چشای بابا خونه اشکاش مثه بارونه دستاش میون بنده لباش داره میخونه زهرا من و رها کن اشک من و نگاه کن چشمات بارون اشکه زهرا من و دعا کن ********** افتاده بین در شکسته کبوتری با پر شکسته با دستی که بی جونه پاهایی که لرزونه می خواد خودش بابا رو به خونه برگردونه دشمن با تازیونه بالای سرشونه بابا میگه با گریه زهرا برو به خونه ********** کسی از این رازخبر نداره کی گفته حیدر سپر نداره مادر با اشک و ناله روی زمین بی حاله حالا دیگه این کوچه شبیه اون گوداله این مکتب حسینه تاب و تبه حسینه اینجا گریز روضه یاد لب حسینه اقام اقام اقام وای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد