نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای هلال خون دوباره سر زدی ای محرم بار دیگر آمدی خون به دامان افق جاری شده زخم دل با دیدنت كاری شده در تو باغ لاله ی پرپر بود عكس لبخند علی اصغر بود ای هلال خون چرا باز آمدی آمدی اما سرافراز آمدی در تو بینم اشك خیر الناس را زخم فرق حضرت عباس را در تو بس داغ مكرر دیده ام پیكر صد چاك اكبر دیده ام در تو بینم خیمه های سوخته كام خشك و دامن افروخته در تو بینم صورت و خاك تنور در تو بینم سینه و سم ستور در تو بینم جسم هفتاد و دو تن غرق خون افتاده بی غسل و كفن در تو بینم گریه ی دردانه ها كعب نی بر روی كتف و شانه ها در تو بینم یاس نیلی پوش را خون جاری گشته از هر گوش را در تو پیدا آتش تاب و تب است صورت یك مركب بی صاحب است (در تو میبینم كه از خون جبین شسته وجه الله روی نازنین در تو بینم چهره ها از خون خزاب بر لب طفلی نوشته آب آب) باز گرد ای ماه اشك و ماه آه ترسم آید شمر دون در قتلگاه از حرم تا قتله گه زینب صدا می زد حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد