نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای به قربان، سلطان کربلا که شاه شاهانِ، فرمانروای دل خسروِ خوبانِ، جان جان جان جانانِ من مسلمانِ، دینی که ذکر هر شبش، حسین جانِ ابن الکریمِ وُ، قدیمَ الاحسانِ، جانِ جانِ جانِ جانانِ (هم نامش دوا ما، هم خاکش شفا ما)۲ این تنها حسین که، میمونه برای ما لا رفیق الا حسین... من گرفتارِ، اونکه هوایِ، سینه زنشو داره جز دست مادرش،ما رو نمیسپاره، یار یار یار من بی یارِ دل بیچاره، نمیتونه محبتاش رو بشماره توی محشرم ما رو تنها نمیذاره، یار یار یار یار من بی یار یا من اظهر الجمیل، یا مولایَ اَلدخیل هر شب سینه میزنیم، روی بال جبرئیل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد