ای باعث حیرت قنبر

ای باعث حیرت قنبر

[ ابوالفضل بختیاری ]
ای باعث حیرت قنبر
ای فاتح غزوه‌ی خیبر
وقتی می‌ری تُو دل لشکر
می‌کِشه فریاد خود پیغمبر 
مرحبا حیدر...

مرحب سرگردون، دست و پا گم کرده
ذوالفقارم داره، دور علی می‌گرده
تو چقدر بی‌باکی، ای علی عِمرانی
اون صحابه‌ای که شد، دشمن تو نامَرده

دلبرم علی، تاج سرم علی
اسمت رو من با وضو می‌بَرم علی
تا می‌بَرم اسمتو غیرتی می‌شم
چون پاک بوده دامن مادرم علی 

علی مولا...

*****

لشکر تُهی می‌کُنه غالب
کردن فرار اون دو تا غاصب
جنگیدی با یه دلِ راغب
رحمت به روحِ ابوطالب
اسدالغالب...

مَرد اونه که تُو نبرد یه تنه می‌مونه
عوضِ این‌که بره جا بزنه، می‌مونه
بقیه در رفتن، فقط علی موند و علی
تا ابد نامِ علی رُو مأذنه می‌مونه

جاودان علی، صوتِ اذان علی
می‌گم علی‌جان خدا می‌گه جان علی
خندق اگر جبرئیل حائلش نبود
می‌شد با ضربه‌ت دو قسمت جهان علی

نظرات