زنی که خواست مردش رحمه للعالمین باشد

زنی که خواست مردش رحمه للعالمین باشد

[ حسین طاهری ]
زنی که خواست مردش رحمةُ للعالمین باشد
سزاوار است در القابـش امُ المومنین باشد

خدیجه ذکر لبهای محمد بود و این یعنی
چقدر این اسم زیبا، می‌تواند دلنشین باشد

از این مادر که کوثر پرورانده دامن پاکش
توقع می‌رود تا حشر عصمت آفرین باشد

قسم بر وصله‌های چادر زهرای مظلومه
نخی از ریشه‌های چادرش حَبلُ المتین باشد

اگرچه سالها پیش از غدیر، از این جهان رفته
شهادت داده که حیدر امیرالومنین باشد

شبیهِ مادرش زهرا، مصیبت دیده‌ی طفل است
رباب از خرمن داغ خدیجه خوشه‌چین باشد

(خدایا چادری که یادگار مادر زهراست
نباید زیر دست و پای نامردی لعین باشد) ۲

از درد غربت داشت کوثر گریه می کرد
زهرا به روی قبر مادر گریه می‌کرد

خاک مزار مادرش را می‌گرفت و 
با دست خود می‌ریخت بر سر گریه می‌کرد

یاد گذشته یاد آینده 
برای این مادر و دختر پیمبر گریه می‌کرد

گرم تماشای عزاداری آنها
یک‌گوشه‌ای آرام حیدر گریه می‌کرد

تکرار شد این قصه اما در دل شب
این بار زینب زار و مضطر گریه می‌کرد

بر روی قبر مخفی مادر به یاد
آن شعله‌ها و یاس پرپر گریه می‌کرد

وقتی که خون تازه از مسمار می‌ریخت
انگار بر حال علی در گریه می‌کرد

دست خدا را دست بسته می‌کشیدند
زهرا به مظلومی شوهر گریه می‌کرد
****
دنبال حیدر می‌دوید، از سینه‌اش خون می‌چکید
شکر خدا زینب ندید، شکر خدا زینب ندید
****
به سمت گودال از، خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من
سر تو رو بردن، دیر رسیدم من

یه گوشه‌ی گودال، مادر و دیدم من
که رفته بود از حال، دیر رسیدم من

تو مجلس دشمن، حسرت کشیدم من
رباب سر و برداشت، دیر رسیدم من

ای‌حسین...

نظرات