
(یزید منتظر سپاه متنظر)۲ شهید منتظر قتلگاه منتظر علم منتظر دلم منتظر قتیل منتظر قاتلم منتظر (همه منتظرن که زمین بخوره)۲ (بشینه رو سینه از قفا سرو ببره)۲ حسین وای، حسین وای (همه منتظرن که زمین بخوره)۲ بشینه رو سینه از قفا سرو ببره (چشم به هم بزنی پارهپاره تنه)۲ (زیر دست و پا یه تشنه دست و پا میزنه)۲ (چشم بر هم بزنی تنش دریده شده)۳ چشم بر هم بزنی سرش بریده شده (امام منتظر، خدا منتظر گلو منتظر، نیزهها منتظر)۲ (قدَر منتظر، قضا منتظر برای شکستن عصا منتظر)۲ (همه منتظرن تا که تشنه بشه بدن مطهر حسین برهنه بشه)۲ چشم بهم بزنی قسمتش میکنن بدنش برهنه میشه غارتش میکنن (چشم بر هم بزنی قیامتت میاد به پا)۲ چشم بر هم بزنی آتیش گرفته خیمهها **** (عصا میزدن)۴ (بدنو جدا سرو جدا میزدن)۳ حسین وای...