نرو بمون دلیل اشک و آهم نشو

نرو بمون دلیل اشک و آهم نشو

[ روح الله بهمنی ]
نرو بمون دلیل اشک و آهم نشو
نرو بمون رفیق نیمه‌راهم نشو 
نرو بمون بمون 

این روزا من پُر از دلهره‌م 
با نگات از تو دل می‌بُرم 
از درِ سوخته که رد میشم 
بی اراده زمین می‌خورم 

جلو صورتت نگیر معجرو 
سه ماهه که من ندیدم تو رو 
می‌‌افتم به پات عزیزم نرو یا زهرا
 
با چه حال می‌گیری وضو 
جونِ من دیگه دختر‌عمو 
تو قنوت نماز شبت 
ذکر عجّل وفاتی نگو 

ببین آسمون چه بارونیه 
هوای خونه زمستونیه 
چرا گوشواره‌ت هنوز خونیه 

نرو بمون من و یه دنیا دلواپسی 
نرو بمون چی‌کار کنم با این بی‌کسی؟ 
نرو بمون بگو به من که قصّه چیه؟
نرو بمون پیرهن برای کیه؟ 

خونه‌مون خونه‌ی ماتمه 
دیگه سهم حسینت غمه 
نیمه شب می‌پَره از تو خواب
هِی صدا می‌زنه تشنمه 

می‌سوزه دلم به تاب و تبه
همین بچه‌ای که تشنه‌لبه
یه روز سر جدا جلو زینبه

ببین می‌توانی بمانی بمان 
عزیزم تو خیلی جوانی بمان
ببین راه دارد بمانی بمان 
زمین‌گیرِ من آسمانی بمان 
عزیزم تو خیلی جوانی بمان 
چه کم دارد این زندگانی بمان 

چرا مرگ را آرزو می‌کنی 
چرا چادرت را رفو می‌کنی 
عزیزم تو خیلی جوانی بمان

نظرات