عهد و پیمان منه بادلبرم

عهد و پیمان منه بادلبرم

[ روح الله بهمنی ]
عهد پیمان منه با دلبرم
که رقیه باشه اسم دخترم

تا سه سالش که بشه
چادرشو به سر کنه

شب سوم بشه
روضه‌خونِ بانویِ کرم

پسرم غلامِ خونت
دخترم کنیز میشه

هر کسی رقیه‌ای باشه
برات عزیز می‌شه

خونوادمه فداتون
این تموم آبرومه

به خدا دخترکی پیش پدر ناز کند
کار تمومه

رقیه رقیه بانو
رقیه رقیه محروم
رقیه رقیه عالَم، می‌زنه پیش تو زانو

رقیه رقیه عشقه
رقیه رقیه نوره
رقیه رقیه ذکره، برا تعجیل ظهوره

یا رقیه مدد، یارقیه

نظرات