شاه مردانه

شاه مردانه

[ محسن عرب‌ خالقی ]
شاهِ مردانه
شمشیر مصطفی و تیغِ بُرّانه
گرگا به هم می‌گن که شیر غُرّانه
جان جان جان جان جان جانانه

مرد میدانه
با حمله‌ی علی که عین طوفانه
عَمرِ بنِ عَبدُوَد با خاک یکسانه
جان جان جان جان جان جانانه

تو میدون با ذوالفقار
می‌گشت دنبال شکار
وقتی‌که فلانیا می‌گفتن، که الفرار

(لا امیر، الاّ علی) ۲
******
وقت پیکاره
کرّار غَزوه‌ها، که غیر فَرّاره
وقتی که ذوالفقارِ جنگ و برداره
کار کار کار کار دشمنا زاره

این یه هشداره
تیغ علی یه عزرائیل سَیاره
برگشت نداری ای لشکر غَدّاره
کار کار کار دشمنا زاره

(از هو هو‌ی ذوالفقار
ولا یُمکِنُ الفَرار) ۲
(چادر سر کنید شاید،
تو میدون نشید شکار) ۲

(لا امیر الا علی) ۶
******

(فتنه‌ای بر پاست) ۴
تا پِی شِ ناقه‌ی جمل علی بر پاست
پرچم رو داد به اونکه مادرش زهراست
یا حسن حسن حسن رو لب مالک‌هاست

(علوی زاده) ۲
تیغش صائقه هست و سرعتش باده
جوری زده شتر با بارش افتاده
یا حسن حسن حسن تو لشکر افتاده

(کوری اون دوتا زن، از گهواره تا کفن) ۲
(یا می‌گیم حسین حسین یا می‌گیم حسن حسن) ۲

ای به قربانه
سلطان کربلا که شاه شاهانه
فرمانروای دل، خسرو خوبانه
جان جان جان جان جان جانانه

هر مسلمانه
دینی که ذکر هر شبش حسین جانه
اِبن الکَریمه و قدیم الاِحسانه
جان جان جان جان جان جانانه

(هم نامش، دوای ما، هم خاکش، شفای ما) ۲
(این تنها حسینه که، می‌مونه برای ما) ۲

لا رفیق الا حسین...

نظرات