کربلا سر رسید انتظارم، بی‌قراری بی‌قرارم

کربلا سر رسید انتظارم، بی‌قراری بی‌قرارم

[ مهدی رسولی ]
کربلا سر رسید انتظارم، بی‌قراری بی‌قرارم
از شب کوچه‌های مدینه، درد و دل‌ها با تو دارم

تو عطر نمازای شب مادرمو می‌دی
تو یاد غدیری که غم علی رو فهمیدی

ای همسفر اشک من از روز نخستینم
تو غربت صحرای تو من، مادرو می‌بینم

خواهر تو چجوری ببینه، صورت تو رو زمینه
من بمیرم که سخته تنفس، وقتی سنگین بشه سینه 

تو واسه‌ی زنده موندنت، چی شده بی میلی
ای کاش که بریدن سرت، طول نکشه خیلی

ای کاش بعد کشتنت نیاد سراغ تو بازم
ای کاش می‌شد این چادرمو، روی تو بندازم

چی می‌خواد، دیگه از بدنت؟
چی داره مگه پیروهنت؟

نظرات