در روز قیامت که جهان دور تو جمع است بگذار که ما نیز بیفتیم به پایت بگذار که من نیز گرفتار تو باشم یک جرعه بنوشان به من از جام بلایت ای آن که جهان تکیه به دستان تو داده است حالا چه شده تکیه زدی خود به عصایت با خود و سپر رفت به میدان علیاکبر از معرکه برگشت ولی بین عبا