تو که نقاب میبندی، دو صد حکایت دارد فقط همان چشمانت، نماز وحشت دارد (دشمن جلو آمد و نگاهش کردی)۲ (یک پلک زدی خلع سلاحش کردی)۲ او که یل شامیِ عرب بود چه شد؟ اینگونه حقیر و رو سیاهش کردی جانم به تو ای سقا، بی تیغ و سپر حتّی با لشکری از اعدا میجنگی فتنه همه از شامه، لعنت به امان نامه بستی به سر عمامه میجنگی (ای قمر بنی هاشم، ابوفاضل)۴ زمانه در تزویر و تو از خطر میگفتی به روی بام کعبه، اَنا القمر میگفتی (گفتی که فلک دور حرم میگردد)۲ دور سر اصحاب کَرَم میگردد این خانه که در طوافش هستید گرد پدر و برادرم میگردد شمشیر نگات رعد و خوندی تو رجز بعد و عمر پسر سعد و کم کردی سرداری و خوش منسب، همچون قمری درشب دور حرم زینب میگردی (ای قمر بنی هاشم، ابوفاضل)۴ (دلیر آل هاشم، رشیدی و کرّاری)۲ جَنم، جلال و جرعت از جناب حیدر داری (چشمان تو را حضرت دریا خواندند)۲ (صفین تو را محشر کبری خواندند)۲ جانانهترین عهد اخوتها را تیغ تو و ذوالفقار مولا خواندند ای حیدر در حیدر،جنگیدی و یک لشکر یاد علی و خیبر افتادند پایین نرو از مرکب، میلرزه عدو از تب یاد علی و مرهب افتادند ای قمر بنی هاشم، ابوفاضل