
تب، تب جنون و شب، شبِ بهاره دل، دل دیوونه در پیِ نگاره به خاطر اباالفضل که نبی رو ندیده خدا تو قاب اکبر یه نبی آفریده سیر تماشا کنید جمال پیغمبرو سیر تماشا کنید آیینهی حیدرو سیر تماشا کنید گل روی علیاکبرو شهر خبردار شده ماشاءالله عشق ثمردار شده ماشاءالله ماه قمردار شده ماشاءالله حسین پسردار شده ماشاءالله لا حَول و لا قُوَّةَ اِلّا بالله اکبر اومده ماشاءالله از جمالِ این ماه کم میاره مهتاب نورِ علی تابید تو خونهی ارباب علی که بیقراره که نبی رو ببینه میره کنار نورِ نورسیده میشینه اسم این نوگلو علی میذاره علی بَه چه قابی شده علی کنار علی داره میخنده و شده علی قرارِ علی قرارِ نوکر اومد ماشاءالله دوباره حیدر اومد ماشاءالله خود پیامبر اومد ماشاءالله علیاکبر اومد ماشاءالله لا حَول و لا قُوَّةَ اِلّا بالله