نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

نرو که دل بیقراره زینب چند روزه آروم نداره زینب دخترای همسایهها میگن پیشش نریم خونه داره زینب خانوم خونه دل از ما کندی چرا تو خونه نقاب میبندی باشه میسازم تابوت برات من تا بعد چند وقت یکم بخندی یار و حبیبم، زنِ نجیبم بری غریبم، وا غربتا خون و خاکستر، میخ روی در آتیشِ مادر، وا غربتا نرو، میمیرم...
هنوز نظری ثبت نشده