برای رقیه خبراومده

برای رقیه خبراومده

[ پیام کیانی ]
برای رقیه خبر اومده
دیگه انتظارش به سر اومده

بیا عمه جانم نگاهی بکن
که بابای من از سفر اومده

بابای مظلومم حسین جان...

سرم رو می‌زارم به روی سرت
کجا مونده بابا بگو پیکرت

تو رفتی و خیلی اذیت شدم
برات درد و دل‌ها داره دخترت

بابای مظلومم حسین جان...

یه وقتی رسیدی که مضطر شدم
به هم خورده وضع موهای سرم

لباس‌هامو بابا ببین خاکیه
نمونده یکم نا توی پیکرم

سیدنا العطشان حسین جان...

(چقدر حرف بی‌راه می‌گفتن به من)۲
روی ناقه بدجور منو می‌زدن

خبر داری رفتم محل یهود
زیر دست و پاشون، تنم شد کبود

سیدنا العطشان حسین جان...

نظرات