ای ابهت نهفته در گامت

ای ابهت نهفته در گامت

[ سیدمهدی حسینی ]
(ای اُبهت نهفته در گامت
عظمت داشت روحِ پیغامت) ۲
از سرآغاز تا سرانجامت
وقفِ نام حسین شد نامت

ای سراپا حسین یا زینب
جَبل‌ُالصبرِ کربلا یا زینب

جَلَواتِ تو هست ربّانی
ذکر اسرار توست پنهانی
عشق را چشمه‌ی خروشانی
خطبه‌های تو بود طوفانی

دخترِ حیدری غضب کردی
اِبنِ مرجانه را ادب کردی

اُمِّ هَب بوتراب‌ِ مسطوری
صاحب دولتی و دستوری
گرچه گاهی به صبر ماموری
تو به وقتش چُنان سلحشوری

که علی گفته مرحبا زینب
آفرین بر تو زینب آه زینب 

قسمت اعظمِ حسینی تو
وارثِ پرچمِ حسینی تو
قسمِ محکمِ حسینی تو
همدل و همدمِ حسینی تو

غرقِ ذاتِ بقیةاللهی
در حقیقت فناءِ فِی‌اللهی

خانم جان، بی‌بی جان 
روزِ روزِ دهم نهیب زدی
ناله با قلبِ بی‌‌شکیب زدی
تو دَم از غربتی عجیب زدی
بر روی دوشِ آن غریب زدی

گفتی ای شاه غصّه‌دارِ توأم 
از غریبی نگو کنار توأم

گفتی ای شاه ارتش تو منم
ابرِ فیضی و بارش تو منم
تیغِ در حالِ چرخشِ تو منم
خواهرم، خواهرم پس بلاکشِ تو منم

ای محاسن سپیدِ خسته‌ی من
با توأم یارِ دلشکسته‌ی من

بعدِ اکبر توان نداری که
نیمه‌جانی و جان نداری که
غیرِ اشکِ روان نداری که
(لشکری بِینمان نداری که) ۲

حسین‌جان بچه‌هایم فدایِ اکبرِ تو
پیش‌مرگِ علی‌ِاصغرِ تو

ما که پنجاه سال غم دیدیم
فرقِ بشکسته از ستم دیدیم 
کوچه و میخ و قدِّ خم دیدیم
جگر پاره‌پاره هم دیدیم

(جانِ زهرا تورا به این قرآن) ۲
سهم من را بده در این میدان

پاره‌های تنم فدای تنت
به‌فدای نخی ز پیروهنت
هردو قربانِ خشکیِ دهنت
جانشان نذرِ جسمِ بی‌کفنت

پیشِ تو بلکه روسفید شوم
بایدم مادرِ شهید شوم

من به‌جان می‌خرم اسارت را
می‌روم مجلس جسارت را
شاکرم لحظه‌های غارت را
بر لبم دارم این عبارت را

(دَخَلَتْ زینبُ علی‌ابن زیاد) ۲
ای برادر سرت سلامت باد

نظرات