
تا به احد عازم شوم با قلبِ خسته مرثیه میخوانم به پهلوی شکسته بنگر عمو جان دل بی شکیب است من غصه دار و حیدر غریب است آه و واویلا... آتش زده دشمن گل و باغ و چمن را بنگر عمو جان صورتِ نیلی من را در کوچه سیلی بر روی من زد هم بی هوا هم پیش حسن زد آه و واویلا... شیر خدا زانوی غم در بر بگیرد دیگر عمو جان کن دعا زهرا بمیرد بر روی خاکِ غم می نِشینم نمی توانم اشکش ببینم آه و واویلا... ------------------------------------ کانال اشعار و سبک امیر عباسی