تو چشای آسمون، بارونِ و

تو چشای آسمون، بارونِ و

[ علی جباری ]
تو چشای آسمون، بارونِ و 
عزای یه مادرِ، جوونِ و 

کمر حیدر، دیگه شکست 
کشتی عشقش، به گِل نشست 

بابا میاد دمِ در 
پارچه سیاه میبنده 

اشکاش میریزه اما 
هی دومی میخنده 

میخونه، هی دخترت 
یتیمی بد دردیه 

شبای، بی‌فاطمه 
چه شب‌های سردیه 

یا مظلومه فاطمه 3 
***** 

آرزوهای علی، بر آب و 
نتیجه‌ی غسل تو، خون آب و 

زخم بلا جسمت، تو کم نداشت 
بازوی تو زهرا، ورم نداشت 

این روزای علی رو 
باید باشی ببینی 

تنهایی علی رو 
باید باشی ببینی 

دارم با، دست خودم 
مزارم رو میکنم 

فراتر از آسمون 
عزا داره تو منم 

یا مظلومه فاطمه 3 
***** 

دنیای شما وفا، به من نداشت 
صورت نحیف یاس، زدن نداشت 

کمرم تا شد، بی فاطمه 
علی تنها شد، بی فاطمه 

روی بازوی زهرا 
دیدم رد قلاف و 

تو غسل زهرا دیدم 
روی، سینش شکاف و 

دارم با، دست خودم 
مزارم رو میکنم 

فراتر از آسمون 
عزا داره تو منم 

یا مظلومه فاطمه 3

نظرات