یا کفیل الحوراء، یا عزیزَ الزّهرا سیّدی عبّاس همه جا امنیته وقتی که علَم دست عمو باشه دیگه پای یه نسیم حتّی حق نداره به حرَم وا شه این حرَم با همهی اهلش زیرِ سایهی علَمداره الهی برای بابامون عمو رو خدا نگه داره تکیهگاهِ حرَم، سرپناهِ حرَم پشت و پناهِ محکمِ اولادِ حیدری بین یَلان و صفشکنان چیزِ دیگری کارِ تمامِ لشکریان میشود فرار وقتی که دستِ خود طرفِ تیغ میبَری علَمدار اباالفضل، سپهدار اباالفضل ای جانم اباالفضل... ***** یا کفیل الحوراء، یا عزیزَ الزّهرا سیّدی عبّاس دستای تو خودِ بارونه چشمای تو خودِ خورشیده بودنِت کنارِ ثارالله به همه حالِ خوشی میده همهی دریاهای عالَم توی دستای تو جا میشن اهلِ خیمه مثلِ بابا به حُرمتِ تو از جا پا میشن هالهی مهتابی، سایهی اربابی میداد رخصتی به تو سلطانِ کربلا خون میگذشت از سرِ ایوان کربلا هر کس مقابلِ قدِ تو قد علَم کنَد در خاک و خون فِتاده به میدان کربلا سپاهِ حسینی، پناهِ حسینی علَمدار اباالفضل، سپهدار اباالفضل ای جانم اباالفضل... ***** یا کفیل الحوراء، یا عزیزَ الزّهرا سیّدی عبّاس مهربونی و پُر از احساس مثل بارونِ بهاری تو حرفی از سختی نمیمونه هر جایی قدم بذاری تو همهی حسینیا عبّاس با تو احساس خوشی دارن همه در پناهِ الطافِ علَم و دستِ علَمدارن حیدرِ لشکری، از همه سَرتری در عرصهی نبرد چو حیدر طلایهدار در ابروانِ درهَمِ تو خشمِ ذوالفقار در محشرست دست تو در دستِ فاطمه حکمِ شفاعتِ همهی خَلق روزگار عزیزم اباالفضل، دَخیلم اباالفضل ای جانم اباالفضل...