وا اماه

وا اماه

[ کربلایی میثم تربتی ]
وا اُماه، وا اُماه ...
وای مادرم، مادرم، مادرم ...

در وسطِ کوچه تو را می‌زدند، فاطمه فاطمه
کاش به جایِ تو مرا می‌زدند، فاطمه فاطمه 

وای مادرم، مادرم، مادرم ....

وایِ من و وایِ من و وایِ من، فاطمه فاطمه 
میخِ در و پهلویِ زهرایِ من، فاطمه فاطمه 

وای مادرم، مادرم، مادرم ....

صورتِ ماهِ تو چرا شد کبود، فاطمه فاطمه 
فاطمه جان مگر علی مُرده بود، فاطمه فاطمه

در وسطِ کوچه تو را می‌زدند، فاطمه فاطمه
کاش به جایِ تو مرا می‌زدند، فاطمه فاطمه 

وای مادرم، مادرم، مادرم ....

*****

شبِ جمعه‌ است، حرم الآن شلوغه 
کاش می‌گفتن هرچی روضه است دروغه 

مثلاً اینکه تورو تشنه کشتن 
سرِ فرصت تورو با دشنه کشتن 

بارونه کربلا، وقتی که زهرا مهمونه کربلا 
وقتی که نوحه می‌خونه کربلا 

غوغا میشه، بلوا میشه
مثلِ روزِ عاشورا میشه 

سَرِ پیراهنت پیرم کردن از زندگی
 سیرم کردن از زندگی 

سَرِ تو از سَرِ نِی می‌افتاد
آخ مادرت هی می‌افتاد 
خواهرت هی می‌افتاد 

وااااای حسین، وااااای حسین ...

شب‌هایِ جمعه حضرتِ زهرایِ مرضیه 
با هاجر و با مریم و حوا و آسیه 

آید پریشان از جَنان بر دشت ماریه 
گوید حسینِ من، نورِ دو عینِ من

نظرات