نه اینکه کعبه تمام جهان دخیل علیست که راه و مقصد و انگیزه و وسیله علیست بگو به خواجه فقط حجّت موجّه ما اگر که دست دهد چهرهی جمیل علیست به حال دشمن او غبطه میخورم زیرا به روز حشر بگویند که او قتیل علیست پس از غدیر همیشه به خویش میبالیم به سینه میزد و میگفت جبرئیل علیست و با تمام شکوهش مکعب کعبه در اصل نیمه ای قبر مستطیل علیست و از قبیل علی اکبر و علی اصغر نه یک علی که جهان محو یک قبیله علیست سر آمده است به شوقش تحمّل کعبه چنان که ریخته بر هم تعادل کعبه نگو شکافته دیوار خانه نزد علی شکافته است بدایش گل از گل کعبه خلیل ساخته امّا در این سبیل فقط علی شده است دلیل تکامل کعبه و قل اعوذ برب الفلق، برب النّاس شده است قل قله برپا ز هر قل کعبه دست در دست تو دادیم و جهان شکل گرفت حرکت کرد زمین بعد زمان شکل گرفت مجعد تیر کجی بود و برای.... چون که ابروی تو خم گشت زمان شکل گرفت همه انگار که ناخواسته لبخند زدند نامت آن لحظه که در بین دهان شکل گرفت حفره ای بود پر از خون وسط سینهی من مِهرت افتاد به قلبم تا که سلمان وسط ظهر پس از نام نبی اشهد انّ علی گفت علی مثل خونی که به رگهای بدن جریان داشت شیعهگی نیز پس از این جریان شکل گرفت با علی اصغر تو روز جهانی عطش با علی اکبر تو روز جوان شکل گرفت چه سمائیست که امشب اندر شعف است خلق دیوانه شد از حق حق و هو هو یه نفس بعد عمری که غبار سر راهش بودم در مبارک سحری دامنش آمد ز کفم دل من یک صدف خالی بی گوهر بود علی انداخت شبی در نجف در صدفم از نگاهگاه حوادث چه هراسی دارم من که از روز ازل ماهی بحرالنّجفم همهی عالم اگر دشمن مولا باشد به خداوند قسم با همه عالم طرفم