
مقامت ناشناس، مزارت ناشناس نشستم نیمهشب کنارت ناشناس غریبونهس چقدر مزار فاطمه دعا کن من بیام کنار فاطمه میگم خوشی نیومده به ما که چه سخته گریههای بیصدا که بگو چه خاکی به سرم بریزم؟ صورت زخمیِ تو روی خاکه خونهی نو مبارکت باشه عزیزم گریه کنم یه کم دلم وا شه عزیزم برای بیکسیت بمیرم فاطمه نشد روضه برات بگیرم فاطمه کسی تو مجلست نیومد آخرش حسن میسوزه تو عزای مادرش صدا صدای گریهی یه مَرده تو رفتی و هوای خونه سرده خبر داری مزارتو حسینت یک دل سیر هنوز بغل نکرده خونهی نو مبارکت باشه عزیزم گریه کنم یه کم دلم وا شه عزیزم سر قبرت دو خط بگم از کربلا حسینت بیکفن، حسینت (؟) حسینت بیرمق، حسینت بیرفیق میاد از قتلگاه صدای زنگ جیغ همش میگفتی مادرت بمیره حسینِ من تنش روی حصیره دعا بکن وقتی سرو بریدن خاک حسینمو به تن بگیره خونهی نو مبارکت باشه عزیزم گریه کنم یه کم دلم وا شه عزیزم اشکام مرهم شد یا نه؟ زخمات بگو کم شد یا نه؟ خونهی نو مبارکت باشه عزیزم گریه کنم یه کم دلم وا شه عزیزم