نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما زائران صحن تو هستیم از قدیم همسایگانِ شهرِ تو یا سیدَ الکریم مِهرت به جان مردم این مُلک، جا گرفت با تو رواست، وادیِ ری را طلا گرفت خواندی حدیثِ یار و روایات دلبری با توست، نور موسوی و عطر عسکری ای با جواد همسخن، از جود او بخوان با تشنگان نور، از آن ماهرو بخوان ای بابِ علم، آن دلِ بابُالجوادیات با ما بگو از آنچه شنیدی ز هادیات علمت، عظیم بوده و عشقت عظیمتر سادات با کَرَم، حسنیها کریمتر نامت گره به نام حسن خورده پس تمام حاجت رواست، زائر این صحن، والسلام گفتم حسن، هوای دلم دلبرانه شد احساس شعر من، چقدَر مادرانه شد ای زادهی مدینه، بخوان از هوای یاس از کوچههای غمزده، از قبر ناشناس در بخشش و عطا، حسنیها سرآمدند آیینهی کرامت آل محمدند نامت گره به نام حسن خورده پس تمام حاجت رواست، زائرِ این صحن، والسلام گفتم حسن، هوای دلم دلبرانه شد احساسِ شعرِ من، چقدَر مادرانه شد ای زادهی مدینه! بخوان از هوای یاس از کوچههای غمزده، از قبر ناشناس عمری علم به دوش، شدی ناصر حسین باید که زائر تو شود زائر حسین تهران بدون قلبهات آرامشی نداشت این شهر، بی وجود شما ارزشی نداشت در این حریم، جَلد تو شد، یاکریم ما بر ما بتاب، حضرت عبدالعظیم ما همسایهات شدیم و چه زیباست سرنوشت روزی که همنشین تو باشیم در بهشت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد