قدم قدم قدم بالاخره یار رسید

قدم قدم قدم بالاخره یار رسید

[ محمد ابراهیمی اصل ]
(قدم قدم قدم قدم)۳ بالاخره یار رسید 
(علم علم علم علم)۲ شخصِ علمدار رسید 

(من انقدر شادم، دَم به گریه‌ام آقا)۲
همه عمرم این بوده سعی‌ام آقا
(غلامِ عباس و رقیه‌ام آقا)۲

*****

(پایِ شناسنامه‌ام مُهرِ «یا علی» خورده)۲ 
بابامم از باباش عشقتو به ارث برده 
اسم قشنگِ علی رو گذاشته رو پسراش 
(هرچی اباعبدالله‌ هم پسر آورده)۲

من تورو از شیرِ پاکِ مادرم دارم 
من تورو از نونِ حلالِ پدرم دارم 
(درسته که بریز بپاش داره معاویه)۲
(سُفره‌یِ ساده‌یِ علی)۲ برا ما کافیه 

گوش به فرمانِ حیدرِ کرارم 
وای اگر تیغِ کلامو بردارم 
دشمنِ مولا صدتا پدر داره 
من حلال‌زاده‌ام چون علیو دارم 

حیدر، حیدر ...

نظرات