رفتی و معنای تو امان عزت و آه شدی

رفتی و معنای تو امان عزت و آه شدی

[ میثم مطیعی ]
رفتی و معنای، تو امان عزت و آه شدی
ماندی و از حالا تا ابد چراغ این راه شدی
زنده تر هستی چون تو تو مهاجر الی الله شدی
 
(تو خط روشنی به دنیایی، که تاریک است)۲
خون تو یعنی جمعه دیدار، نزدیک است

لشگر کشیده حرمله و شمر و ابن سعد
ماییم و انتقام شهیدان از این به بعد 
می‌بارد از زمین و زمان بر سر یزید 
سجیل و قدر و فاتح و نور و عماد و لهید

لبیک یا الا عبدالله...
****
(هر جمعه چشمت با روضه‌های ناحیه خون می‌شد)۲
آن جمعه، آن مغرب، هیکل تو راهی خون می‌شد 
از داغِ سنگینت، درو دیوار در آتش می‌سوخت
ذره ذره زاویه خون می‌شد

(خونِ تو رنگ تازه‌ای بر این جهان داره)۲
(رفتی ولی علم به روی خاک، نیافتاده)۲

از نسل مرتضایی و مظلوم مقتدر 
رفتی ب عشق مهدی و چشمان منتظر
ما ملت حسین و قیام و شهادتیم
ثابت قدم به وعده‌ی قطعا سننتصر
 
لبیک یا اباعبدالله...

نظرات